خیلی هاباخیلی چیزا آشناهستندو

خیلی واژه هاهم باخیلی واژه هامانوسندوآشنا

مثلاهیچ به دردفکرکردید؟!

تابه حال به دردو دردمند فکرکردید؟!

اصلاهیچ دردی تابه حال داشتید؟!

مثلاتابه حال ،هیچ وقت شده عاشق شده باشید؟!

عاشق هرچی که شمااسمشوعشق بذارید!

اونوقت تواون عشق وعاشقی-اصلاهیچ وقت دردی روحس کردید؟!

خوب اگه این طوره؟شماتابه حال یه کم دردوحس کردید؟!

این یه نوع دردهستش-اماازنوعی عجیب-یعنی شایدلذت بخش...

اماخیلی هاتواین دنیادردهای دیگه هم دارند...مثلادردهای جسمی-دردهای روحی

دیگه...دردپول...دردقدرت...دردشهوت ...که القصه همشون نوعی درد....

توروخدابیاییدکمی درباره ی دردامون فکرکنیم وفکردرمان اوناباشیم....

باباطاهرهمدانی درباره ی درد یه دوبیتی قشنگی گفته دلم نیومد اونویادآوری نکنم...

یکی دردویکی درمون پسندد

یکی هجرویکی هجرون پسندد

من ازدرمون ودردوهجروهجرون

پسندم آن چه راجانون پسندد.....

فاضلی-تهران-نیمه شب بیستم اردیبهشت1390هجری خورشیدی