توقصه ها هنوزم...
پدر، برام تومثل ، یه باغ توآسمونی
اگرچه پیروخسته ، برام هنوزجوونی
تو قصه ها هنوزم ، به دنبال پریا
به خاطر دل من ، عمریه که روونی
توصحنه ی روزگار،بادست پینه بسته
با اون دل شکسته ؛ پی یه لقمه نونی
به حرمت سکوتی،اسوه ی هرصبوری
الحق که مهربونی،توقلب من می مونی
به حق نور قرآن ، الهی زنده باشی
هزار بهار ببینی ، الهی که بمونی
سروده ی "سید"فاضلی کچبی
ایام فاطمیه ی هزاروسیصدوهشتادونه
هرگونه برداشت ؛
یادداشت ازشعرپدرباذکرنام شاعریاوبلاگ آزاداست.
نوشته شده در یکشنبه 16 خرداد1389ساعت 3:57 بعد از ظهر توسط فاضلی
+ نوشته شده در چهارشنبه ۳ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط فاضلی
|