دیگه دردای من وتو-به خداتکراریه-(شعرعروضی)
جنگل ودریادیگه تکراریه
حرفای دنیادیگه تکراریه
کوله بارغصه روبه دوش نکش
همه ی غصه هامون
تکراریه
باسکوت ودردوغم یکی شدیم
غم ودردوخنده هامون
همشون تکراریه
چه کنیم؟
چاره ی این غصه کنیم!
دیگه دردای من وتو
به خداتکراریه
دیگه شعرای من وتو
آخه حرفی نداره!
دیگه آوازوترانه
آخه اشکی نداره!
غزلای خوب دنیا
نکنه تکراریه؟!
هرکسی عربده روشعرمی دونه
انگاری تمام شعرا
اجباری-تکراریه
هرکسی خودشو
شاعرمی دونه
می دونم تمام شعرا
همشون تکراریه
انگاری امروزوفردا
همشون تکراریه
گویی یا یکی شدن ها
همشون تکراریه
اون همه بگونخندا
همشون تکراریه
این روزاکلک زدن ها
همشون تکراریه
گرچه هرکلک زدن
خودش یه روز
رسواییه-
چه کنیم؟
چاره ی این غصه کنیم؟!
دیگه دردای من وتو
می دونم تکراریه
دردتودردمن و
دردمنم دردتوئه
می دونم که می دونی
برااینه، که من می گم
دیگه دردای من وتو
به خداتکراریه...
سروده ی فاضلی
چهاردهم شهریورهزاروسیصدوهشتادوچهار-تهران-کامرانیه
نوشته شده در سه شنبه 25 خرداد1389ساعت 7:19 بعد از ظهر توسط فاضلی