انگشت نما (جدیدترین غزل فاضلی کچبی)
![]()
دیدی آخر؛ دل که بی سامان شدم؟!
دیدی آخر؛ ناله ی دوران شدم؟!
دیدی آخر؛ آتشی برجان نشست؟!
دیدی آخر؛ قصه ی نالان شدم؟!
دیدی آخر؛ درکویرسوت وکور؟!
رودپرخون،چشمه ی جوشان شدم؟!
دیدی آخر؛ صبروآرامم برفت؟!
بی قرارم؛ قیس این دوران شدم.
دیدی ای بخت نگون بخت زمین؟!
تاثریا گشتم وگریان شدم!
هست باشی؛ نیست باشی ؛ خواهمت!
دردخواهم؛ دردبی درمان شدم!
عاقبت می جویمت ای عاشقی!
گرچه من انگش نمای جان شدم!
افتخارعاشقی دربندگی ست.
عاقبت بندغم وحرمان شدم!
زندگی بی عشق "سید"مردگی ست .
لحظه ای بی عشق،درزندان شدم.
جدیدترین غزل سروده ده ی فاضلی کچبی-تهران زمستان ۱۳۹۰هجری خورشیدی
هرگونه برداشت ازاین غزل بدون اجازه ی کتبی ازشاعرممنوع است.
این اثرمشمول قانون کپی رایت است.
+ نوشته شده در شنبه ۱۵ بهمن ۱۳۹۰ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط فاضلی
|