(نوشته ی نویسنده ی مهمان)
 
فاطمه راعی(آمل)
 
دریاراعظمتی بی منتهاست،وقتی که می نشیند آب هزارآینه

  است وآسمان رادردل خود پنهان داردبابی کرانه ها، آبی-

  های  یک دست  و وقتی برمی خیزد کوه ها، موج نشانه-

  های اوست. هیچ  گاه آرام  نیست  حتی وقتی که خوابیده-

  است. ماهی های بازیگوش دردامن اونهنگ می شوند و

 صدف ها با نجوای اومرواریدمی زایند.رودها وقتی که -

 ازکویر می گریزند  در او می ریزند در او ابرها بانفس-

  های اوخاکستر ی اند.تادریانفس می زند،جنگل ایستاده-

  است،درختان راه می روندوچشمه ها آوازهای مرطوب

  می خوانندوکویرپا، پس می کشد.ای کاش دریا را بیشتر

  باور کنیم. تفرج دردریاها و رهاشدن  در  بی کرانگی

  انسان رابا ابدیت پیوند می دهد.دریغا انسان که هنوزبا

 کائنات بیگانه است ؛زندگی دراعماق آب هاست؛چیزی

 که دردریا رسوب می کند به جاودانگی می رسد......

 منبع:خلوت تابناک