مدو...غزلی ازوحیددانا
مدو...
سلام تازه ترین ای همیشه یاورمن
قدیمی دل من ، آفتاب خاور من
***
مراسری به تماشای صبرخویش ببخش
مراکه کودکی ام،ای همیشه مادرمن
***
کنارکوه بلندی که آشیانه ی توست
چگونه ای؟به چه حالی گل معطرمن
***
"به یاد اولم افتاده ام،چه می کردم؟"
مراببخش،قفس زاده ام،کبوترمن!
***
تویی امیردل من،تونازنین منی
توناصری،به همین حالت مکدرمن
***
برای بار هزارم،مراببخش وببوس
پری به حوصله واکن،کبودپرپرمن
***
مراببخش وببوس این ترانه ای ازلی ست
که جاری است همیشه دراوج باورمن
***
بیاتورابنویسم کمی بزرگ شوم
که قدکشیده به نام تودست لاغرمن
***
سروده ی وحید دانا
نوشته شده در شنبه 8 آبان1389ساعت 6:39 بعد از ظهر توسط
+ نوشته شده در دوشنبه ۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۶ ب.ظ توسط فاضلی
|