بازهم به بهانه ی عشق...
قول داده بودم که ازعشق بنویسم - عشقی که نه فقط زمینی ست - ببینیدعزیزان من
عشق هرگز مربوط به زمین نبوده؛مربوط به زمینی هانبوده ؛ به عقیده ی من مارو
اصطلاحا،قدما تابه امروزگول زدن؛البته اونامی دونستن که عشق وعاشقاروکجاباید
پیداکرد؟! عشق وعاشقاروتوآسمون یا آسموناپیدا می کنن نه توی زمین! چرایه دلیل
بزرگش خودخداست! نورهستش؛ خودش می گه؛ نورم؛واول می گه -نورالسموات
والارض -؛ پس اولین جاشو آسمون؛ بعد ، جاشو توزمین می دونه! البته این حرفم
نظرشخصیه؛پس، خداروکجامی شه پیداکرد؟!خوب معلومه ؛توآسموناوهمه جا!اما
خوبارو کجامی شه پیداکرد؟!معلومه اوناروهم توآسمونا - اصلا- نشنیدید که می گن
خداخوبارومی بره پیشه خودش؟! من اینوقبول دارم اگرچه این امرمستلزم مرگ و
مردن نیست.....!
پس خوبااونایی اندکه هرلحظه می تونن پیش خدارفت وآمدداشته باشند-پیش خدابرنو
بیان؛تودلش جادارن...-خداحرفشونوگوش می کنه؛همین خوبا؛عاشقاهستن...........
اینا،می تونن توی زمین نیزبهترین عاشقاباشن-البته نه مدعی های دروغین ورمالا..
القصه پس عشق وعاشقی -ماشین خوب؛پول زیاد؛ویلای زیباوتفریحات زمینی.....
وچه می دونم...اینانیست؛ وآدمایی هم که به این طورچیزا دل می بندن..............
هرگزنمی تونن عاشق بشن؛ چراکه خیلی ازاین دسته رومی شناسم.......که دم از
عشق وعاشقی می زنن؛اماتوشون خالی ازعشقه-اوناحتی ازعشق زمینی نیزهیچی
نمی دونن...؟!چراکه به اوناچیزی دراین زمینه -اصولا-یادشون ندادن........دنیای
اوناهمین دنیاست..- دنیای عاشقانیزدنیای دیگه ست...
براهمینه که می گم- می خوام همیشه عاشق باشم-البته نه فقط روی زمین...!
تهران - بهار۱۳۹۱خورشیدی