خدایاباکه توان گفت؟!(الهی نامه ی فاضلی کچبی)
خدایا باکه توان گفت؟!
نگفتنی هارو...
باکه توان گفت؟!
گفتنی هارو...
باکه توان گفت؟!
دردهارو...
باکه توان گفت؟!
اسرارآسمانی هارو...
خدایا؟!مگرآن که باتوگویم
آن چه نگفتنی ست!
آن چه نادیدنی ست!
آن چه ناشنیدنی ست!
آن چه نیامدنی ست!
آن چه ندادنی ست!
آن چه نخواستنی ست!
همه راچون توخواهی
گفتنی،دیدنی،آمدنی،دانستنی وخواستنی ست...
پس-بارالها
به صلاحدیدخویش وبه صلاح من
اگرتمایل داری
گفتنی هایم را گوش فراده.
بصیرتم عنایت کن.
آمدنی رانشانم ده.
دانشم فراوان کن.
وخواسته هایم اجابت کن-
آرزوهای درازم را
به مشیت وبلندنظری ات برآورده ساز-
که هیچ ازعرش وسیع ات کاسته نخواهدشد...
منبع-الهی نامه ی فاضلی کچبی
+ نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ آذر ۱۳۸۹ ساعت ۱۰ ب.ظ توسط فاضلی
|