خیلی ها هرچه که گذشته است راتاریخ می دانند-تاریخ راعلم آگاهی یافتن ازاموات

 می دانند-امواتی که روزی زنده بودن ویاجستجو وتفحص درباب ارواح آن اموات

راجزوی ازتاریخ می دانند-بنابراین درنظراین گونه افرادآگاهی داشتن یاآگاهی یافتن

 ازچنین به اصطلاح دانشی تاریخ دانستن است...پرواضح است که دستیابی به چنین

علومی - دست یافتن به خرافه وخرافه پرستی است ؛ نه دست یافتن  به تاریخ بکرو

اصیل روزگاران گذشته،تاریخ یعنی لحظاتی که بشربه حقیقت وبه واقع وهمزمان با

گذشت روزگاران ، سپری کرده است - زشت یازیبا - بدخو- یاخوش خو- روشن یا

تاریک-سخت یاآسان-دردآلودوغم آلود-یاخشنودوخوش رو-گرم یاسرد-صلح یاجنگ-

زشت یازیبا-...تاریخ این است-آن چه گذشت-ونه آن چه حدس وگمان می بریم؟!

تاریخ به روایتی دیگر-همین لحظه است که این حقیرچیزی می نویسم-وشماعزیز

دیگری دراین کره ی خاک درهرجایی که باشی-درحال خواندن آن هستی-تاریخ،

لحظاتی است که درحال سپری شدن است...- برای کره ی خاکی برای عرشیان-

برای ماهیان زیر اقیانوس ها - برای خرس های قطبی - برای دشت های مغان -

برای پرندگان کارائیب-برای انسان های درقطب شمال یاجنوب یا هرموجودی که

 درقعرزمین یااوج آسمان هاست-تاریخ درحال شکل گیری ، تشکیل ونوشته شدن

 است...تاریخ،رازورمزآگاهی یافتن ازهرمخلوقی ست که درگذشته یاحال زندگی

کردیامی کند؛به عبارتی ، آگاهی یافتن ازکارهای خوبی است  که  تکرارآن

 موجب  پیشرفت بشراست - وعبرت کرفتن ازکارهایی ست  که انجام آن  موجب

 خسران وندامت است....- تاریخ علم اموات نیست...- تاریخ بزرگ ترین- بهترین-

زیباترین-وکامل ترین درس زندگی برای بشراندیشمند درهرزمانه وروزگاران است.

نوشته ی فاضلی کچبی-

برداشت ازاین مطلب بدون ذکرنویسنده -یا وبلاگ خلوت تابناک ممنوع است.