دریغا انسان که هنوزبا کائنات بیگانه است...
(نوشته ی شاعره و نویسنده ی مهمان- سرکارخانم فاطمه راعی-آمل)

دریاراعظمتی بی منتهاست،وقتی که می نشیند آب هزارآینه است وآسمان رادردل خود پنهان داردبابی کرانه ها، آبی های یک دست و وقتی برمی خیزد کوه ها، موج نشانه های اوست. هیچ گاه آرام نیست حتی وقتی که خوابیده است. ماهی های بازیگوش در دامن اونهنگ می شوند وصدف ها با نجوای اومرواریدمی زایند.رودها وقتی که ازکویر می گریزند در او می ریزند در او ابرها بانفس های اوخاکستر ی اند.تادریانفس می زند،جنگل ایستاده است،درختان راه می روندوچشمه ها آوازهای مرطوب می خوانندوکویرپا، پس می کشد.ای کاش دریا را بیشتر باور کنیم. تفرج دردریاها و رهاشدن در بی کرانگی انسان را با ابدیت پیوند می دهد.دریغا انسان که هنوزبا کائنات بیگانه است ؛زندگی دراعماق آب هاست؛ چیزی
که دردریا رسوب می کند به جاودانگی می رسد......
منبع:خلوت تابناک
+ نوشته شده در دوشنبه ۱۲ تیر ۱۳۹۱ ساعت ۱۲ ق.ظ توسط فاضلی
|