دنیا؛مثل یه عنکبوته؛گاهی هروربری؛تاراش به دست وپات گیرمی کنه!

کارش،دوبه هم زنی و تورو هرروزبه یه چیزواداشتنه!

راستش اگه خوب باشی بازم بدی؛اگه بدباشی که بدی!

اگه خیلی جونمردباشی؛میگن این دیونه ست ؛ادای قدیمیارودر میاره!

اگه تواین روزگاراهل بده بستونو به قول معروف دستگیریو وکرامتوبزرگواری باشی؛به

ازسرسیریو مستیو چیزای دیگه محکومت می کنن!

اگه خدای ناکرده ؛هیچکدوم ایناروانجام ندیوبه روال خودمردم زندگی کنی؛

القصه می گن ؛این همه خدابهش داده؛

دست گیری نمی کنه!-آدم بدذاتیه!-بهش یاد ندادن ببخشه واهل کرامتوبزرگواری باشه!-آدم بخیلیه!

القصه ازاین غصه.............

اونوقته که حکایت حکایت لقمان وپسرش می شه..........؟!

بگذریم کاردنیا؛مگه چیه؟!

همینه دیگه؛دوبه هم زنی وهرروز تورو به یه چیزواداشتن!

نتیجه این که باحرف مردم؛نمی شه زندگی کرد؛آدم خوب خوبه وخوبی می کنه؛

هرچی جلوشو پشت سرش بگن؛

اون خدارونظرداره وهمه چیزو براخداانجام می ده.

آدم بدجنسم کارخودشومی کنه؛چراکه ذات بدنیکونگردد-زان که بنیادش بداست.

پس ایناچی بودکارآدمای دنیادارودنیاطلبو دنیامشغولو وبه قول خودم ول معطل دنیا........

البته توی دنیاآدمای دیگه هم هستن؛خوبارومی گم؛که انگشت شمارن!

به قلم سیدحمیدفاضلی کچبی-تهران-پنجم شهریورماه 1391خورشیدی