چه تنها می گذارد در سکوت کوچه ها ما را 

دراین طوفان نمی گرددکسی دردآشنامارا

امید سرپناهی نیست؛ نسیم صبحگاهی  نیست

که  پیغام  آورد از مهربانی  دلربا  ما را

شبی بلبل به گل می گفت ای معشوق بی همتا

جفاکاری ،اگرروزی زخودکردی جدامارا

دل  آهوی  تنها را  مزن  با تیر مژگانت

که چشمش ماه تابان است،شب های سیامارا

بیاای غنچه ی غمگین،سرت رابرچمن بگذار

که با این رسم دلداری ، دهی درس وفامارا

منبع:مجموعه شعرخلوت روشن،فاضلی کچبی،ناشرچاپ شهر،چاپ اول،1378.