زن کیست؟!(نوشته ی زن مهمان وبلاگ نویس)
| ![]() | ||||
| زن همان است که عمری ست همه گفتند گل است؛ ماه است؛بهشت است؛رویاست؛عشق است؛ اما ..... دردها می کشد امروز از زن بودنش در میان مردانی که تمجیدش می کنند تا نگاهی بیاندازدتحسینش می کنند تا بوسه ای ببخشد ؛ تخریبش می کنند وقتی عشق را در زرورق تنش تقدیم مردانی می کند که به گمانش معنای عشق را می دانند. آری زن همه ی خوبی هاست؛ اما چه فایده...... قرن هاست مردها حکومت می کنند و او دم نمی زند. مردها می گویند بمیر به خاطر فلان جرم و خودشان غرق در جرایمند. مردها می گویند طلاقت می دهیم به خاطر حفظ ناموس و خودشان ناموس ها بر باد داده اند. مردها می گویند تنها مادر باش اما فرزند از آن ماست. و اینجاست که می شکنی و می بینی همه چیز هستی و هیچ نداری. می بینی گوشه ای از زیبایی خدایی اما دلت را بارها شکسته اند آنان که عاشق زیبایی اند. می بینی عمرت را فدای مردان کرده ای تا آنها زندگی کنند و تو را نفس بکشند. روزی می فهمی اکسیژن بوده ای برایشان و هوا بودی برای نفس کشیدن شان. اما هیچ وقت دیده نشدی. تمام که می شوی مرد هم از نبودنت خفه می شود. اکسیژن نبودنش دو دقیقه کافی است.....؟! | |||||
+ نوشته شده در جمعه ۱۵ آذر ۱۳۹۲ ساعت ۴ ب.ظ توسط فاضلی
|
